| سرزمین خورشید |
|
Tuesday, March 18, 2003
● داشتم ترجمه مي كردم.پنجره باز است.پرنده اي مي خواند از بيرون. از پشت پرده. از جايي ميان روشنايي بهار .
........................................................................................آرام گفتم چه زيبا مي خواني پرنده.فكر مي كنم تا حالا انگار با پرنده اي حرف نزده ام. بهار امسال را برايت بنويسم.روزانه.كمتر از خودم بنويسم،بيشتر از آن چه مي گذرد.هرچه به نگاهم آمد. خوب است؟ مي پسندي؟ مي نويسم ... □ نوشته شده در ساعت 6:43 AM توسط Pouyan پویان
|